السلام عليك يا علي بن موسي الرضا

نظرات 1

سلام اوْلسوُن سيزه ، اي امام رضا!

     

غزلي از حضرت امام خمینی(ره): من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

نظرات 2



1من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم     چشم بیمــــار تــــو را دیــدم و بیمار شدم

2فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم       همچــــو منصــور خــــــریدار سرِ دار شدم

3غم دلدار فکنده است به جانم، شررى       کـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم

4درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز        که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

5جــــامــه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم       خــــرقــــه پیــــر خـــراباتى و هشیار شدم

6واعـــظ شهــر کــه از پند خود آزارم داد       از دم رنــــد مــــى‏آلــــوده مــــَددکار شدم

7بگـــذاریــــد کــــه از بتکــده یادى بکنم       مـــن کـــه با دستِ بت میکده، بیدار شدم

ادامه مطلب ...
     

شجره نامه اوغوز

نظرات 0


اوْغوز خان (مَته خان)

حوداث زندگي اوغوز خان بسيار شبيه به رويدادهاي زندگيmodu chanyu   " مته خان " (234- 174 ق.م) امپراتور قدرتمند هيونگ نو است. او براي نخستين باز از ديوار چين گذشت  وملل

آسيايي را تحت لواي واحدي درآورد.

پس از مته خان پسرش گؤك  خان (كي يوْك) (حكومت 174-160 ق.م)  به امپراتوري هون- تورك (هيونگ نو) رسيد .

او به چين لشگركشي كرد، اما امپراتورتور چين او با ازدواج او با شاهزاده چيني زمينه را براي توطئه چيني در دربار هون و بدست كردن جاده ابريشم فراهم ساخت.
عادت به زندگي پرتجمل و ابريشم چيني به تن كردن هون ها را در جنگ سست كرد.

پس از گؤك خان پسرش " كون چين " (160-126 ق.م) به حكومت رسيد. در زمان او چيني بر تركان يورش بردندو بسياري از نواحي تحت استيلاي هون را اشغال كردند و حكومت " كون چين " به سوي نواحي دشت اورخون پسروي كرد.



پرچم هيونگ نو


يك گور هيونگ نو



شجره نامه ي اوْغوز

ادامه مطلب ...
     

مغولستان و مغول ها

نظرات 1

سرزمين مغولستان ، مهد امپراتوري بزرگ گؤك تورك بوده است. امپراتوران گؤك خود و

همسرانشان را فرزندان آسمان (تنگري تك تنگري بوْلموُش: تانري كيمي گؤكده

دوْغمولموش) مي دانستند.


نقشه دولت گؤك ترك ( تركان شرقي و تركان غربي)


نقشه ي آسيا در قرن دوازدهم ميلادي
















زره مغولان و تاتارها



اين كمان بسيار شبيه كمان هونهاست.






كلاهخود مغول و تاتار


نقاب صورت جنگي


زره اسب






گرگ مغولستان


اسب هاي مغول (شمايل اين اسب ها بسيار شبيه تنديس و مجسمه ي اسباني است كه از كورقان هاي گؤك تورك بدست آمده است)


     

اشيا و تصاوير بدست آمده از كورقان 1500 ساله گؤك تورك

نظرات 0


تصوير نقاشي شده درون كوُرقان



پرچم گؤك تورك





نقاشي شده درون كورقان



مجسمه گارگزارن و كارمندان خاقان (درون كورقان يافت شده)

مجسمه يافت شده درون كورقان ( به تيپ و شمايل اسب تركي دقت كنيد)

     

تصاويري از سربازان ترك در ادوار قديم

نظرات 0

منظره آلتاي


سرباز سلجوقي



پرچم سلجوقيان


سربازان تركان شرقي و گؤك تورك

اصطلاحات نظامي گؤك تورك ها:

ياغي : دُشمن  

ياغيچي : سركرده ، فرمانده

ياداغ : جنگجوي پياده

يَلمه : يورش ، حمله ناگهاني

سونگوگ : سونگو ، نيزه

اوُروُش : جنگ

اوْك : تير ، پيكان

چَريك : اُردو ، قَشون



سواره نظام سنگين تركان شرقي و گؤك تورك





 سرباز ترك كومان (مجار)





جنگجوي اوزبك





جنگچوي ترك خزري



پرچم تركان خزر



كماندار هون



سرباز و جنگجوي هون


     

ارزش و مقام زن در ميان تركان قديم

نظرات 0

 در داستان آفرينش (ياراديليش داستاني) در ميان تركان قديم " آق بانو " زني است كه الهام بخش خدا در آفرينش كاينات و انسان بوده است.

زن اول اوغوز خان از نوري آبي رنگ و با شكافتن تاريكي از آسمان فرود آمد ؛ زن دوم او نيز از درون يك درخت زاده شد و هر دوي اين زنان موجوداتي فوق بشري بودند.

در ميان تركان ياقوت (ياكوتسك) ، "آق اوْغلان " توسط زني نوراني  كه از درون درخت بيرون آمده بود، شير داده شد.

در سنگ نبشته بيلگه خاقان نيز از خطاب " شما خاتونْ مادرم ، مادر بزرگ هايم ، خواهرانم ، خاله و عمه هايم ، شهبانو و شاهزادگانم .... " استفاده شده است.

در باور تركان قديم " خان "(شاه) و " خاتوُن " (شهبانو) فرزندان آسمان بودند .


شاهزاده خانم هاي اويغور




زنان گؤك تورك (مغولستان)


پاپوش زنان ( يافت شده در پازيريك)


در داستان هاي تركان ، زنان يار و ياور مردان هستند. در حماسه ي دده قورقود ، در داستان " ده لي دومرول " ، زماني كه دومرول در تقلاي يافتن فديه و جان بهاي خويش است ، زنش بي دغدغه حاضر مي شود كه به جاي " دومرول " جان دهد و زندگي خويش را فداي شوهر كند.

در داستان هاي پهلواني ، قهرمانان ترك دوست دارند با زناني ازدواج كنند كه دراسب سواري ماهر ، در شمشيرزني توانا و در جنگاوري شجاع باشند. در داستان بامسي بئيره ك (از داستان هاي دده قورقورد)؛ " چيچك بانو " نمونه اي عالي از اين دسته زنان است.



دختر ترك قشقايي

يك ضرب المثل ازتركان قازاق چنين است: نخستين ثروت انسان تندرستي و دومين ثروت او زن اوست.

گرديزي در اثر خود از عفت زنان ترك تمجيد مي كند و ابن بطوطه نيز در سفرنامه ي خود از احترام ويژه زنان در ميان تركان كريمه سخن مي گويد.

در پيش از پذيرش دين مبين اسلام ، خاتون (شهبانو) در سمت چپ خاقان (شاه) مي نشست و در مراسم آييني و جشن ها حضور مي يافت.

صلحنامه ي " مَته خان " – امپراتور بزرگ هون - با چين را همسرش به نيابت از او امضاء كرده بود.

ابوالغازي بهادر حسن در كتاب " شجره تراكمه " از امارت و حكومت هفت دختر بنام هاي " بوُرلا ، بارچين ، سالوُر ، شاباتي خاتوُن ، كونين كؤركلي ، كرچه بوُلادي ، كوُغاتلي خانيم " در ميان مردم اوغوز سخن گفته است.

ارزش زن در ميان تركان در حالي مطرح بود كه اعراب جاهلي عربستان ، دختران را زنده به گور مي كردند و زن در ميانشان ارزش و جايگاهي والايي  نداشت. زنان انگليس هم تا قرن شانزدهم حق دست زدن و مسّ انجيل را نداشتند.

     

نگاهي به واژه هاي زبان " آينو Ainu"

نظرات 0

  نگاهي به واژه هاي زبان آينو PDF حجم 287


زبان آينو  بوسيله ي گروهي از مردم جزيره ي هُكايدوي ژاپن تكلم مي شود. تا قرن بيستم ميلادي ، درميان نيمي از مردم جزيره ي ساخالين و گروه كوچكي از مردم  جزاير كوريل تكلم مي شد. امروزه اين زبان تنها در ميان بوميان هكايدو باقي است     و در سال 1994م. زبان آينو در ساخالين ازبين رفت و كسي از گويشوران آن باقي نماند.

زبان آينو در هكايدو نيز روبه نابودي مي رود.  


  
 
                                                                                

آينو

تركي

Aca (father , uncle)

آچا ( عمه )( در تركي كهن)

Ak (younger brother)

Ku-aki (my younger brother)

اكه ( برادر بزرگتر)

اتا- قي ( پدر جان)پسوند " قي" در ژاپني در آغاز واژه آمده است.

Arka /arga /araka (painful, hurting)

يوْرقوُن- آرقين (خسته و كوفته)

As  (to blow as wind)

اسمك (يئل اسمك : وزيدن باد)

Asam / asama (bottom)

آست ( زير ، پايين ) آست ( آستار: آستر) ضد واژه اوست(بالا)

Aw (tongue)

آي (آيماق : گفتن)

Hapo (mother)

آبا ( مادر بزرگ)

Haw (voice)                   

هافيلداماق / هوْفوُلداماق/ هاولاماق (پارس كردن)

Kam (god, sprit )

قام / قامچي ( شَمَن)

Kamuy – nomi (to pray to the gods)

نوْم (قانون)

Kap / kapu (skin,bark,outer covering of anything)

قابيق ( پوست ، پوسته)

Kar (to make,to prepare,to produce,to do)

قاييرماق (ائو قاييرماق : خانه ساختن):كردن

Kiror (strength,power)

گور ( گور سو: آب زياد ؛ گور سَس : صداي قوي)

Kunki (ژاپوني kugi) (nail)

گؤك (ميخ سازو تار آذربايجاني / سازي گؤك له مك)

Kunne (black,dark)

قوْنوُر ( رنگ تيره ، سياه) (قونور آت: اسب سياه يا خاكستري)

Mokor (to sleep)

مورگو ( چُرت زدن)

Nanna  ( mother)

نَنه (مادر)

Kur (shadow)

كؤلگه (سايه)   در ژاپني ، واج  " ر"  وجود  ندارد.

Kur (person,man)

قوُل (آللاه قوُلوُ: بنده خدا) بنده ، بَرده

Nay (river )

چاي (رود ، رود خانه)

Pe (water)

بوُلاق (چشمه) / پينار (چشمه) از ريشه pu سومري

Rera (wind)

يئل (باد)(در سومريlil) در ژاپني ، واج  " ر"  وجود  ندارد

Seta/ heta/hida (dog)

ايت (سگ) seta از ريشه سومري sipa

So (waterfall)

سوُ (آب) / شيرران (آبشار)

Topa (herd)

توْپا ( دسته) (اولدوز توْپاسي : خوشه ي ستارگان)

Toy (earth,soil,mud)

توْرپاق (خاك) از ريشه سومري tir

Ya (land)

يئر (زمين)

ادامه مطلب ...